سایت گزینه های باینری در افغانستان

راز موفقیت و ثروتمند شدن وارن بافت چیست

راز و تکنیک ساده وارن بافت در ثرتمند شدن/ چه کسانی در بورس موفق بوده اند؟

وارن بافت که دومین مرد ثروتمند دنیا بعد از بیل گیتس بشمار می رود راز و تکنیک ثروتمند شدن را در یک جمله ساده می داند. تکینکی که منجر به موفقیت سرمایه گذاران در بورس می شود.

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس،"فرایند تنظیم هدف وارن بافت با بهره گیری از تکنیک نه گفتن" عنوان نوشتاری است که در نخستین هفته ماه جاری توسط برد جانسون منتشر شد.

جانسون در این نوشتار بر آن است که یکی از کاربردی ترین تکنیک هایِ ساده ای را به ما بیاموزد که وارن بافت (دومین مرد ثروتمند دنیا بعد از بیل گیتس) به آن اعتقاد دارد و همواره آن را بکار گرفته است: تکنیک نه گفتن برای دستیابی به موفقیت.

این نوشتار با سوال ساده وارن بافت از خلبان خود آغاز می شود. سوالی که قطع به یقین، پاسخ آن، دغدغه بسیاری از فعالان اقتصادی هم هست. مهمترین هدفها و اولویتهای زندگی تو چیست؟

آنچه می خوانید تجربه شخصی من است از بکارگرفتن تکنیک ساده نه گفتن و تمرکز کردن بر تنها یک، دو، سه یا نهایت چهار هدف برای هر سال. تکنیکی که مرا به آدمی موفق، ثروتمند و رضایتمند مبدل کرد.

همیشه شنیدن و خواندن قصه و حکایت آدم های موفق و معروف برایم جالب بود. یکی از آن آدم ها که همیشه می خواستم درسی از او بیاموزم، وارن بافت بود. وقتی از طریق دوستی در یک نشست خصوصی موفق به دیدار وارن بافت شدم، سرانجام توانستم سوالی که همیشه در ذهنم بود را با او مطرح کنم.

از او پرسیدم چه رازی در ثروتمندتر شدن، در رشد سرمایه و دارایی ات هست؟ چه راز پنهانی داری؟ آیا می توانی رمز و رازی هم به من بیاموزی؟

شاید باورتان نشود. او فقط چند جمله کوتاه گفت: راز و تکنیک من نه گفتن و خط بطلان کشیدن بر اهداف و برنامه هایی است که احتمال می دهم امکان تحقق شان را در سال جدید ندارم.

وقتی این را شنیدم ابرو بالا انداختم. گفتم یعنی چه؟ لبخندی زد و گفت: به زبان ساده برایت شرح می دهم و برای شرح آن از مثال هم کمک می گیرم تا خودت ببینی چه قدر این تکنیکی را که می گویم ساده و عملی است.

وارن بافت این طور گفت: روزی از دوست خلبانم که از رسیدن به هدف و برنامه هایش، ناامید بود خواستم فهرستی از 25 اولویت زندگی را که دلش می خواهد در همین سال به آنها برسد برایم بنویسد. دوست خلبان من شروع کرد به نوشتن 25 هدفی که دلش می خواست همه آنها را در یکسال میلادی محقق کند.

بعد به او گفتم حالا دور 5 هدف مهم و دوست داشتنی ات خط بکش و بقیه را حذف کن. گفت نمی شود. دلم می خواهد به همه اینها برسم.

اینجا بود که یکی از کاربردی ترین تکنیک هایی را که خودم طی همه این سالها بکار گرفته ام را به او آموختم. گفتم مساله همین جاست که بسیاری از ما می خواهیم با یک دست 10 توپ را بلند کنیم. درحالی که هر دست ما تنها توان بلند کردن و حمل تنها یک یا دو توپ را دارد. این همان واقعیتی است که بسیاری از ما فراموش می کنیم.

هر سال، نو که می شود بسیاری از ما شروع می کنیم به نوشتن فهرست برنامه برای سالی که می آید. بعد با خودمان هم عهد و پیمان می بندیم که امسال همه آن را عملی کنیم. بعد می بینیم که سال تمام می شود و به آنچه می خواستیم نرسیده ایم. به دفتر یادداشت مان که نگاه می کنیم می بینیم نه، رسیدنی در کار نیست. آن همه آرزو و برنامه ای که سال پیش تعیین کرده بودیم، محقق نشده است.

همین ها حال ما را بد می کند. اندوهگین مان می کند. به همین خاطر است که می گویم کافی است هرسال فقط چهار یا پنج برنامه را هدف گذاری کنیم و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنیم. این طور، تمام هم و غم و توان مان فقط بر روی چهار پنج برنامه متمرکز می شود نه 25 برنامه ای که خودتان آخر و عاقبتش را بهتر از من می دانید.

وقتی وارن بافت این حرف را زد، شگفت زده نگاهش کردم. انگار اولین بار بود که داشتم این حرفها را می شنیدم.

حتما برای شما هم همین طور هست. حتما بسیاری از شما، مشاوران مالی خیلی خوبی را می شناسید. اگر این طور است این تکنیک را با آنها هم مطرح کنید. ببینید آنها که در سرمایه گذاریهای شان در بورس، موفق بوده اند، چه کسانی بوده اند. قول می دهم آنهایی بوده اند که برای سرمایه گذاری هایشان، برنامه های کوتاه مدت و میان مدت تعریف کرده اند و بر مبنای واقعیت و شرایط موجود بازار، سرمایه ها را معطوف یک دو یا سه صنعت کرده اند. خوب است همین تکنیک را همه ما در زندگی مان و امور روزمره مان هم بکار بگیریم.

مشاوران و دوستانی را می شناسم که هر 10 تا توپ را می خواهند با یک دست بلند کنند. اینها همان آدمهایی هستند که تا پایان سال، نمی راز موفقیت و ثروتمند شدن وارن بافت چیست توانند حتی به نیمی از برنامه ها و هدفها هم برسند. اینها همان دوستان همیشه شاکی و ناراحت و ناراضی از حجم انبوهی از برنامه ها و پروژه های ناتمام هستند.

این را هم می گویم و تمام. براساس یک ضرب المثل چینی کسی که دنبال دو تا خرگوش می دود، هیچ کدام را صید نخواهد کرد. این دقیقا به همین معنا است که شما همزمان نمی توانید بر روی دو هدف متمرکز باشید. اما در عین حال می توانید به اهداف بسیاری فکر کنید و برای اینکه آنها را فراموش نکنید، را در جایی یادداشت کنید.

من هم در نهایت به شما توصیه می کنم فقط روی ٥ هدف تان متمرکز شوید و به بقیه برنامه هایتان، بگویید نه.

مقاله‌ای کوتاه درباره زندگی نامه وارن بافت و بیل گیتس دو اسطوره سرمایه‌گذار

مقاله‌ای کوتاه درباره زندگی نامه وارن بافت و بیل گیتس دو اسطوره سرمایه‌گذار

بیل گیتس که امروز به عنوان یکی از ثروتمندترین افراد جهان شناخته می‌شود، از کودکی بسیار متفاوت و خارق العاده بود. همین ویژگی های خاص در وجود او می‌تواند نشان دهنده ی نبوغ خاص و ذهن آماده‌ی او باشد.

به گزارش ایسنا بنابراعلام چارت ایران، در این مطلب به نکاتی در زندگی پایه گذار مایکروسافت اشاره می‌کنیم که احتمالا نمی دانستید.

حافظه بیل گیتس:

او خیلی زود تر از سایر هم سن و سالانش به کشف حقایق پرداخت؛ چنانچه در خاطراتش گفته است که در سن ۸ سالگی دایره المعارف جهانی را یک بار به طور کامل مرور کرده است.

خانواده بیل به تربیت مذهبی او توجه نشان می دادند؛ از این رو بیل را به کلیسا می فرستادند تا تحت تربیت کشیش دیل ترنر قرار بگیرد. در کلاس درس کشیش از دانش آموزان خواسته بود که فصل های ۵ تا ۷ کتاب مقدس را حفظ کنند و به برنده جایزه تعلق خواهد گرفت. روز موعود، بیل گیتس در حالی برنده ی این رقابت شد که حدود ۲۰۰۰ کلمه آیات مذهبی را به خوبی و بدون خطا از حفظ خوانده بود.

مشارکت تجاری میان بیل و آلن :

اگرچه بسیاری فکر می کنند که تاسیس مایکروسافت نخستین فعالیت تجاری مشترک بین این دو دوست قدیمی است؛ اما خاطراتشان نشان می دهد که جرقه های این همکاری در دوران دبیرستان زده شده است.

بیل و آلن که هر دو اعجوبه‌هایی در زمینه کامپیوتر به شمار می‌رفتند؛ در دوران دبیرستان یک برنامه حقوق و دستمزد برای شرکت Information Science Inc نوشتند. همچنین در همان دوران ایده‌ای برای ساده‌سازی روند اندازه گیری ترافیک ارائه دادند.

خریدهای پر هزینه برای مرد ثروتمند جهان:

بیل گیتس با وجود داشتن اموال و دارایی های بسیار، هزینه های عجیبی را سال های اخیر متقبل شده است. از جمله خرید نقاشی وینسلو هومر به مبلغ ۳۶ میلیون دلار و خرید هواپیمای شخصی به ارزش ۲۱ میلیون دلار.

همچنین او مالک یکی از بزرگترین و مجلل ترین خانه های ایالات متحده است. این خانه که در واشنگتن قرار دار، حدود ۶۶۰۰۰ فوت مساحت داشته و بیش از ۱۲۰ میلیون دلار ارزش دارد.

-گیتس در آزمون ارزیابی قانونی توانسته امتیاز ۱۵۹۰ از ۱۶۰۰ را کسب کند.

- وی در مصاحبه ای گفته بود که پلاک خودرو تمام کارمندانش را حفظ می‌کرد تا از تایم رفت و آمدشان مطلع شود.

- بیل گیتس از اینکه در طول زندگی فرصتی برای یادگیری زبان های خارجی نداشته ابراز ناراحتی کرد و گفت: کاش می‌توانستم به دیگر زبان های زنده ی دنیا صحبت کنم.

- بیل گیتس در سن ۳۱ سالگی میلیاردر شد.

- در سال ۱۹۷۵ او به همراه آلن مایکروسافت را در یک آپارتمان اجاره ای در البوکرکی تاسیس کردند و دو سال زمان برد تا این شرکت به طور رسمی ثبت شود.

- راز موفقیت و ثروتمند شدن وارن بافت چیست اولین برنامه کامپیوتری نوشته شده توسط بیل گیتس روی رایانه ی جنرال الکتریک اجرا شد.

- او تا سال ۱۹۹۷ همراه با خلبان پرواز می کرد، اما حالا مدرک پرواز خود را گرفته و خودش هواپیمای شخصی را هدایت می‌کند.

- بیل صاحب یکی از بزرگترین کلکسیون های کد های داوینچی است.

- وارن بافت، اسطوره ی سرمایه گذاری و نیکوکاری مردی است که در سن ۱۶ سالگی با تکیه بر هوش و ذکاوت خود توانست ۵۳۰۰۰ دلار سرمایه جمع آوری کند. اگرچه مانند هر فرد دیگری در زندگی با شکست و سختی مواجه شد اما با سخت کوشی و تحمل مشکلات خود را به سمت موفقیت سوق داد.

وارن بافت را به خاطر دستاوردهایش در زمینه‌های مالی می‌شناسند؛ اما او در زندگی همواره از این دستاوردها برای منافع عمومی نیز استفاده کرده است. در این مطلب به نکاتی جالب و قابل تامل از زندگی او اشاره می نماییم.

- هنگامی که خانواده بافت به واشنگتن نقل مکان کردند؛ وران هر روز پیش از مدرسه روزنامه های واشنگتن پست را تحویل می‌داد و توانست در طول یک ماه مبلغی حدود ۱۷۵ دلار بدست آورد. در آن زمان این پول بیشتر از حقوق معلم هایش بود.

- پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه نبراسکا برای مصاحبه به دانشگاه هاروارد رفت و در آن جا به او گفتند که صلاحیت لازم برای ورود به هاروارد را ندارد.

- وارن بافت مانند یک کودک ۶ ساله غذا می‌خورد و راز سالم ماندن خود را در دو چیز می‌داند: کوکاکولا و بستنی!
درباره ی این رژیم غذایی بارها از وارن سوال شده است و او بیان کرده: من جداول بسیاری را بررسی کردم و متوجه شدم که کمترین میزان مرگ و میر مربوط به کودکان ۶ ساله است؛ برای همین تصمیم گرفتم مانند آن ها غذا بخورم.

- او از سال ۱۹۵۸ در خانه‌ی قدیمی خود زندگی می کند که در ابتدا به مبلغ ۳۱۵۰۰ دلار خریده بود.

- در سال ۱۹۵۱ پس از خواستگاری از همسرش، پدر زنش او را برای گفتگویی دو نفره دعوت کرد و صراحتا گفت در آینده از نظر مالی شکست خواهد خورد. در آن زمان بسیاری از مردم به کسب و کار های مبتنی بر سرمایه گذاری اعتقادی نداشتند و آن را به منزله ی شکست تلقی می کردند.

- افراد بسیاری حاضر اند برای خوردن یک ناهار با او، مبالغ زیادی را هزینه کنند. قطعا در یک ساعت مصاحبت با فردی مانند وارن بافت، تجارب بسیاری نصیب انسان می شود. برای همین مشتاقان به این همنشینی، حتی ۴.۵ میلیون دلار پیشنهاد می دهند.
مبالغ جمع آوری شده از این طریق مستقیما صرف خیریه می شود.

این بود مقاله ای کوتاه و مختصر درباره بیوگرافی یا زندگینامه وارن بافت اسطوره سرمایه گذاری در بورس امیدواریم مورد رضایت شما قرار گرفته باشد.
انتهای رپرتاژ آگهی

راز موفقیت چیست؟

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که دقیقاً رمز و راز موفقیت چیست و چگونه می توانیم در زندگی به موفقیت‌های بزرگی برسیم؟ اصلا فرقی نمیکنه چه کاره هستید یا در کجا زندگی میکنید و یا وضع مالی تان چطور است. برای رسیدن به موفقیت اگر بخواهید شما هم می توانید در هر زمینه ای که میخواهید موفق شوید.

مهم نیست چند ساله هستید، کجا زندگی می کنید یا چه شغلی دارید، یک چیز بین همه ما انسان ها مشترک است: تمایل به موفقیت.

تعریف هر فرد از موفقیت متفاوت است، در حالی که برخی مردم موفقیت را آرامش، داشتن خانواده خوب، همسر دلسوز و والدین می دانند اما در ذهن بیشتر افراد، موفقیت مترادف است با به دست آوردن ثروت، شهرت و قدرت.

صرف نظر از تعاریف متفاوت، راه های زیادی برای دستیابی به موفقیت در زندگی وجود دارد؛ اما تجربه ثابت کرده یکی از بهترین روش ها الگو گرفتن از افراد موفق و بزرگان تاریخ است.

راز موفقیت

راز اول موفقیت : آنچه را دوست دارید انجام دهید

کاری که علاقه دارید پیدا کنید و انجام دهید، اپرا وینفری می گوید:”وقتی می فهمی در مسیر موفقیت قرار گرفته ای که کاری را انجام دهی حتی اگر دستمزدی بابت آن دریافت نکنی.”

تفاوت افراد موفق و افراد خیلی موفق در این است که افراد خیلی موفق به خیلی از چیزها نه می گویند . – وارن بافت سومین فرد ثروتمند دنیا

راز دوم موفقیت : بزرگ فکر کنید

میکل آنژ می گوید:” خطری که بسیاری از ما را تهدید می کند تعیین اهداف بلند و نرسیدن به آن ها نیست بلکه اغلب ما اهداف کوچکی انتخاب می کنیم و به همان می رسیم.”

آینده به کسانی تعلق دارد که زیبایی رویاهای شان را باور دارند.

راز سوم موفقیت : ایجاد تعادل در زندگی را یاد بگیرید

فیل نایت، مدیر عامل شرکت نایک می گوید:” در زندگی شخصی و کاری همیشه جنگ دائمی میان آرامش و آشفتگی هست که هیچ یک پیروز نمی شود اما اینکه چگونه هر دوی آن ها را مدیریت کنید رمز موفقیت در زندگی است.”

راز چهارم موفقیت : از شکست نترسید

هنری فورد می گوید:”شکست به سادگی فرصتی برای شروع دوباره است تا این بار هوشمندانه تر عمل کنید.”

مسیر موفقیت و شکست تقریبا شبیه هم هستند – کالین دیویس

پشت هر فرد موفقی، سال های بدون موفقیت بسیاری وجود دارد – باب براون

راز پنجم موفقیت : مرد عمل باشید

لئوناردو داوینچی می گوید:” از مدت ها قبل متوجه شدم که افرادی که اهل عمل هستند به ندرت عقب می ایستند تا اتفاقی برایشان رخ دهد، آن ها بیرون می روند و به آن چه می خواهند می رسند.”

اولین گام انسان به سوی موفقیت زمانی است که از اسارت در محیطی که در آن برای اولین بار خودش را شناخته دست بردارد. – مارک کین

راز ششم موفقیت : از درگیری با مردم اجتناب کنید

تئودور روزولت رئیس جمهور سابق آمریکا می گوید: ” مهم ترین عنصر در فرمول موفقیت دانستن طرز برخورد با مردم است.”

راز هفتم موفقیت : بیشتر با افراد موفق وقت بگذرانید

همه ی ما می دانیم افرادی که با آن ها رابطه داریم بر روی زندگی و فکر ما تاثیر می گذارند. برای موفقیت و ثروتمند شدن سعی کنید با افرادی وقت بگذرانید که موفق و ثروتمند هستند.

در بیشتر موارد، ارزش شما را نزدیک ترین دوستان شما نشان می دهند. اگر با افراد موفق رابطه داشته باشید، فکر شما باز می شود و محدودیت های ذهن شما درباره ی پول از بین می رود.

واقعیت این است که میلیونر ها نسبت به افراد سطح متوسط طرز فکر متفاوتی درباره ی پول دارند. – استیو سیبلد

راز هشتم موفقیت : به توانایی خود باور داشته باشید

والتر دیزنی می گوید: ” اگر بتوانی چیزی را تصور کنی، می‌توانی آن را انجام دهی.”

تمام رویاهای ما می توانند محقق شوند اگر ما شجاعت دنبال کردن آنها را داشته باشیم – والت دیزنی

راز نهم موفقیت : نگرش مثبت داشته باشید

توماس جفرسون می گوید:” هیچ چیز نمی تواند انسانی با نگرش مثبت را از دستیابی به هدفش بازدارد و هیچ چیز نمی تواند به انسانی با نگرش منفی کمک کند.”

راز دهم موفقیت : شجاعت پیروی از قلب خود را داشته باشید

استیو جابز می گوید:”شجاعت پیروی از قلب و بصیرت خود را داشته باشید، آن ها می دانند شما واقعا می خواهید به چه کسی تبدیل شوید، بقیه چیزها ثانویه است.”

مردم فکر می کنند که موفقیت به معنی بله گفتن به هر چیزی و فکر کردن در مورد آن است، اما تمرکز واقعا این معنی را ندارد.

تمرکز یعنی انجام یک کار و نه گفتن به صد ها ایده ی خوب دیگری که وجود دارد – استیو جابز

راز یازدهم موفقیت : سخت تلاش کنید

جی سی پنی می گوید:” اگر نخواهید بیشتر از ظرفیت های یک انسان معمولی تلاش کنید به موقعیت های بالا دست پیدا نمی کنید.”

راز دوازدهم موفقیت : دلسرد نشوید

آبراهام لینکلن می گوید:” نگذارید دلسردی بر شما غلبه کند، در نهایت مطمئن هستید که موفق می شوید.”

من اشتباهی نداشتم. من فقط 10 هزار راه را امتحان کردم که کار نمی کردند ! – توماس ادیسون

راز سیزدهم موفقیت : عزم راسخ داشته باشید

کلنل سندرز می گوید:” پس از آن که تصمیم گرفتم به چیزی که می خواهم برسم، دیگر نه زمان، نه میزان نیروی کار و نه پول نمی تواند جلوی من را بگیرد که به بهترین چیزی که برای من است دست پیدا کنم. تا امروز این کار را کرده ام و با آن پیروز خواهم شد، می دانم.”

راز چهاردهم موفقیت : از منطقه امن خود خارج شوید

وقتی در منطقه راحتی و امن هستیم هیچ موفقیت بزرگی به دست نخواهد آمد. بارها از مردم شنیده ام که می گویند نگران امنیت خود هستند، اما فراموش نکنید که امنیت برای افراد دلمرده است.

موفقیت تصادفی نیست – جک دورسی بنیانگذار تویتتر

راز پانزدهم موفقیت : هرگز نا امید نشوید

اکثر موفقیت های بزرگ با تلاش اول به دست نیامده اند. گاهی هرچقدر تلاش می کنید به نتیجه دلخواه نمی رسید اما به این معنی نیست که این کار نشدنی است بلکه ممکن است روش شما اشتباه باشد، اگر آسان بود که هرکسی از عهده آن برآمده و فرصتی برای شما باقی نمی ماند!

راز شانزدهم موفقیت : موفقیت از آن چیزی که فکر می کنید نزدیک تر است!

معمولا درست زمانی که از انجام کاری خسته شده و می خواهید آن را رها کنید، چند قدم با موفقیت فاصله دارید. به عبارت دیگر هرچه به موفقیت نزدیک تر شده و کار سخت تر می شود بیشتر به ادامه ندادن و رها کردن هدف وسوسه می شویم.

راز هفدهم موفقیت : تعهد داشته باشید

چقدر به اهداف خود متعهد هستید؟ برای رسیدن به آن چه می خواهید چه فداکاری هایی انجام می دهید؟ اگر به هدف خود متعهد باشید انگیزه نیز خود به خود ایجاد خواهد شد.

راز هیجدهم موفقیت : تمرکز کنید

روی آن چه دوست دارید رخ دهد تمرکز کنید نه چیزهایی که از آن می ترسید. به خودتان بگویید: “همان چیزی که به آن فکر می کنید باید رخ دهد.”

آنتونی رابینز در این باره می گوید : مردم با تمرکز بر روی چند هدف در یک زمان، برای هدفی که می توانند در یک سال به دست آورند بیشتر از ده سال وقت صرف می کنند.

یک جنگجوی موفق، مردی متوسط است با تمرکزی مانند لیزر – بروس لی

به دست آوردن چیز هایی که اهمیت زیادی دارند را هرگز نباید به خاطر رسیدن به چیز هایی که اهمیت کمتری دارند، رها کنید – گوته

راز نوزدهم موفقیت : در زمان حال زندگی کنید

شما از پس هر اتفاقی که در این لحظه و امروز رخ می دهد بر می آیید، به شرط آن که به آینده و آن چه ممکن است رخ دهد فکر نکنید. این طرز فکر باعث می شود بدون توجه به دشوار بودن وضعیت به لحظه حال تمرکز کرده و مشکلات فعلی را حل کنید.

ذهن های بزرگ درباره ایده ها بحث می کنند، ذهن های معمولی درباره رخدادها، ذهن های کوچک درباره افراد. – النور روزولت

راز بیستم موفقیت : همیشه رو به جلو حرکت کنید، حتی با قدم های کوچک!

هرگز متوقف نشوید. بدون شک ماندن در وضعیت کنونی و رشد نکردن چه در زندگی شخصی یا کاری به مرور روحیه تان را دلمرده می کند.

هر روز یک قدم هر چند کوچک به سمت هدف خود بردارید، به گفته کایزن، متخصص کسب و کار ژاپنی، پیشرفت های کوچک روزانه در نهایت به موفقیت های بزرگ می انجامد.

راز بیست و یکم موفقیت : سریع تصمیم بگیرید

ژنرال ویلیام شرمن می گوید:” برنامه خوبی که امروز اجرا شود بهتر از برنامه کامل فردا خواهد بود”

راز بیست و دوم موفقیت : به رقبا توجه کنید

به رقبای خود توجه کنید اما بیشتر از آن به کاری که در حال انجامش هستید تمرکز داشته باشید. هنگام زیر نظر گرفتن رقبا توجه داشته باشید که همه چیز از یک فاصله ای به بعد کامل و عالی به نظر می رسد، حتی سیاره زمین از فاصله دور به نظر مکانی صلح آمیز و آرام دیده می شود!

راز بیست و سوم موفقیت : همیشه بهانه ای برای لبخند زدن هست

از زندگی لذت ببرید، زندگی شانس بزرگی است که به شما داده شده و آنقدر کوتاه است که فرصتی برای غصه خوردن ندارید.

راز بیست و چهارم موفقیت : به نتیجه فکر نکنید

اگر در مسیر زندگی با هیجان و کنجکاوی به دنبال کشف و تجربه های چیزهای جدید باشید، انگیزه مانند سوخت به شما انرژی خواهد داد، اما اگر فقط به نتیجه کار فکر کنید انگیزه چیزی شبیه آب و هوا می شود که با طوفان سختی ها خراب می شود. به آن چه که در مسیر یاد می گیرید فکر کنید و به مقصد توجه نداشته باشید.

راز بیست و پنجم موفقیت : از تخیل خود استفاده کنید

خیلی از ما در رویاهامون زندگی نمی کنیم چون که در حال زندگی در ترس های زندگی مون هستیم – لس براون

راه خلاص شدن از افکار منفی استفاده از تخیل است. وقتی همه چیز خوب پیش می رود ناخوداگاه سرشار از انرژی مثبت هستید، اما زمانی که به مشکل برمی خورید باید انرژی بیشتری داشته باشید.

می توانید حدس بزنید تکرار کلمات منفی مانند “من از کارم متنفرم” چه تاثیر منفی در روحیه فرد می گذارد، در حالی که می توانید با تخیل مثبت حتی از بدترین رئیس دنیا در خسته کننده ترین شغل دنیا چیزهای زیادی یاد بگیرید.

راز موفقیت و ثروتمند شدن وارن بافت چیست

سبد خرید

  • تیم تحریریه مدیر سبز
  • بدون دیدگاه

راز موفقیت وارن بافت

کارآفرین مشهور آمریکایی و مرد ثروتمند جهان، راز موفقیت خود را «کارکنان عاشق» عنوان می‌‌کند. «وارن بافت» می‌‌گوید: استخدام نیروهایی که در درجه اول «صداقت» و درعین‌حال «هوش بالا» و «انرژی فراوان» دارند، می‌‌تواند کسب‌وکار را به نتایج مثبت برساند. اما این، همه‌چیز نیست. مدیرانی که «آزادی عمل» کارکنان و «هدف محوری» را بر «مدیریت ذره‌‌بینی» ترجیح می‌‌دهند، محیط کار را برای «عشق به کار» فراهم می‌‌کنند.

راز موفقیت وارن بافت

وارن بافت، مدیر ارشد هلدینگ Berkshire Hathaway را همه به‌واسطه خرد و دانشش در حوزه سرمایه‌گذاری می‌‌‌شناسند؛ اما او ادعا می‌کند که موفقیتش را تا حد زیادی مدیون استخدام افراد مناسب است. او که حالا ۹۱ سال دارد، به رهبران توصیه می‌کند که هنگام ارزیابی کارجوها در فرآیند مصاحبه، راستی و صداقت را در اولویت همه ویژگی‌‌‌ها قرار دهند: «ما موقع استخدام به دنبال سه چیز هستیم. به دنبال هوش، انرژی یا ابتکار و راستی هستیم و اگر فرد، ویژگی آخر را نداشته باشد، اولی و دومی، شما را خواهند کشت؛ چون اگر می‌‌‌خواهید کسی را که صداقت ندارد استخدام کنید، بهتر است تنبل و کودن باشد.» منظور او این است که اگر کارمند مربوطه، هوش و انرژی داشته باشد اما صداقت نداشته باشد، آن دو ویژگی ممکن است به ضررتان تمام شود.

مقصود او از انرژی، انرژی روانی است. کسی که همیشه در حال تفکر است و ایده برای ارائه دارد. هوش نیز می‌تواند طیف وسیعی را شامل شود، از هوش هیجانی گرفته تا نبوغ یا مهارت‌‌‌های اجتماعی. هوش را به‌سختی می‌توان در فرآیند مصاحبه شناسایی کرد اما شناسایی انرژی به‌مراتب آسان‌‌‌تر است. زبان بدن و حالت صورت و گفتار، فاکتورهای خوبی برای تشخیص انرژی هستند. اما از همه این‌ها مهم‌تر، صداقت و راستی است.

اهمیت راستی و صداقت

این روزها مدیران استخدام باید فرآیند مصاحبه را خوب بررسی کنند تا مطمئن شوند که فرد موردنظرشان، دارای راستی و صداقت است؛ ویژگی‌‌‌ که نمی‌شود از آن کوتاه آمد. بافت سال‌ها پیش در نامه سالانه‌‌‌اش به سهامداران Berkshire نوشت: «۲۰ سال طول می‌‌‌کشد که برای خودتان وجهه‌ای دست‌وپا کنید و ۵ دقیقه کافی است تا کاملا خرابش کنید.»

قطعا کارجوهایی هستند که در مصاحبه، عدم صداقت از خود بروز می‌دهند. این به‌خصوص در دوره کرونا مصداق دارد که شرکت‌ها عجله دارند زودتر نیرو استخدام کنند و ممکن است از رفتارهای غیر صادقانه کارمندها چشم‌‌‌پوشی کنند.

کارجوها بیش از آنچه فکر می‌‌‌کنید دروغ می‌‌‌گویند

شرکت چکستر که کارش کمک به سازمان‌ها در بهبود تصمیم‌گیری استخدام است، چندی پیش از ۴۰۰ کارجو نظرسنجی کرد. نتیجه، شگفت‌‌‌انگیز بود: حدود ۷۸ ‌درصد اقرار کردند درباره قابلیت‌هایشان دروغ گفته یا ممکن است بگویند، مثلا در مورد معدل، دستاوردها، عنوان‌‌‌های شغلی و حتی معرف‌‌‌ها و جالب‌‌‌تر اینکه وقتی از مدیران استخدام و کارشناسان منابع انسانی درباره معیارهای اخلاقی سوال شد، ۶۶ ‌درصد گفتند: «اظهارات نادرست یا حتی دروغ را قبول می‌‌‌کنیم، اگر توضیح خوبی برایش وجود داشته باشد یا اگر نتوانیم کارجوی بهتری پیدا کنیم.»

تنها ۱۶ ‌درصد کارجوها گفته‌‌‌اند هرگز دروغ نمی‌‌‌گویند. چیزی که بیشتر ما را ناراحت می‌کند این است که این ماجرا، جاده دو‌‌‌طرفه است. یعنی شرکت‌ها هم در آن دخیل‌اند. اغلب شرکت‌ها طی فرآیند استخدام، کارجوهای فریبکار را از گزینه‌‌‌هایشان حذف نمی‌‌‌کنند. در حقیقت، ۶۶ ‌درصد کارفرماها اجازه می‌دهند کارجو، از دروغی که گفته قسر در برود. تنها ۳۴ ‌درصد شرکت‌ها فردی که دروغ گفته را هرگز استخدام نمی‌‌‌کنند. بقیه، با تبصره‌‌‌هایی، از دروغ چشم‌‌‌پوشی می‌کنند. وقتی از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر دست کم درباره یکی از جنبه‌‌‌های خود دروغ گفته‌‌‌اند و دو سوم کارفرماها که می‌‌‌گویند درهرحال این افراد را استخدام می‌کنند، این یعنی بعید است نیروی کار شرکت شما، متشکل از افراد دارای انرژی و هوش و راستی باشد.

بافت این را می‌‌‌داند. به همین علت است که این‌قدر به‌راستی اهمیت می‌دهد. شاید استخدام فرد مناسب طول بکشد اما در نهایت، زمانی که صرف کردید می‌تواند یک سرمایه‌گذاری با ارزش باشد.

استعفای بزرگ

نوامبر پارسال، حدود ۴/۵ ‌میلیون نیروی کار آمریکایی از کار خود استعفا داده و به دنبال فرصت‌‌‌های شغلی دیگر رفتند. این بالاترین رقم استعفا در یک ماه است که از سال ۲۰۰۰ تابه‌حال ثبت شده (تا قبل از سال ۲۰۰۰، این آمار ثبت نشده بود.) این اتفاق کوچکی نیست. حجم استعفاها آن‌قدر بالا بوده که نامش را «استعفای بزرگ» گذاشته‌‌‌اند. استعفای بزرگ، باعث پیدایش روند دیگری به نام «شروع تازه» شده. مدیران ارشد و رهبران منابع انسانی شرکت‌های بزرگ و کوچک حالا دارند درباره استراتژی‌‌‌های حفظ و مشارکت نیروی کار خود تجدیدنظر می‌کنند تا تبعات ناشی از این استعفاها متوقف شود. در اینجا بد نیست دوباره سراغ توصیه‌‌‌های بافت برویم که بی‌‌‌ارتباط به استعفای فله‌‌‌ای کارمندها نیست.

بافت: شغلی پیدا کنید که عاشقش هستید

وارن بافت یک راه‌حل ساده برای این مشکل دارد که بارها درباره‌‌‌اش صحبت کرده. او در سخنرانی‌ای برای دانشجویان مدرسه کسب‌وکار دانشگاه کالیفرنیا، این پیشنهاد را ارائه کرد:

«از شما خواهش می‌‌‌کنم شغلی انتخاب کنید که عاشقش هستید. باید عقلتان را از دست داده باشید اگر دائما شغل‌‌‌هایی انتخاب می‌‌‌کنید که دوست ندارید، صرفا به خاطر آنکه رزومه‌‌‌تان درخشان شود.» خب، این توصیه خوبی است اما یک کارجو نمی‌تواند در مصاحبه توی چشم‌‌‌های مدیر استخدام زل بزند و به او اعلام کند: «من شغلی می‌‌‌خواهم که عاشقش باشم.» اگر امکان پیدا کردن شغلی که عاشقش هستیم وجود نداشت، شاید بشود کاری کرد که شغل فعلی‌‌‌مان را دوست داشته باشیم. سوال اصلی‌‌‌ای که رهبران باید جوابش را پیدا کنند، سوالی‌ است که فرهنگ شرکت را نشانه می‌گیرد: «چطور محیط کاری فراهم کنیم که در آن افراد، کاری که عاشقش هستند را انجام دهند و در نتیجه آن، کسب‌وکار به نتایج مثبت برسد؟» این مشکلی است که قبل از پاندمی باید حل می‌شد و قطعا حالا باید به آن رسیدگی کرد.

چطور از استعفای افراد جلوگیری کنیم؟

برای آنکه توصیه وارن بافت را در بستر کسب‌وکار محلی به کار ببرید، ابتدا باید این را بپذیرید که نسل جدید کارکنان، انتظارات کاملا متفاوتی دارد. بنابراین، مدیران باید بر اساس یکسری قوانین جدید، عمل کنند. در اینجا، یک نقشه راهنما را می‌‌‌بینید که با استفاده از آن به کارکنانتان کمک می‌‌‌کنید شغلشان را دوست داشته باشند:

1. کار را هدفمند کنید

عرصه کار در آینده، هدف محور و دارای آزادی عمل است. یعنی هر کس مالک و مسئول کاری است که انجام می‌دهد، چه وقتی‌که برای خود کار می‌‌‌کنید و چه زمانی که با همکاران برای خلق یک ارزش، همکاری می‌‌‌کنید.

2. محیطی دارای ارزش‌‌‌های مشترک بسازید

بیایید قبول کنیم که بعضی محیط‌های کار می‌تواند طاقت‌‌‌فرسا، دچار دسیسه و پر از افراد سمی باشد؛ اما محیط کاری خوب است که افراد، «عاشق» آمدن به سر کار باشند. در چنین محیطی، فرهنگ مثبت و انگیزه‌‌‌بخش است. وقتی همکاران و مدیران در یک محیط امن روانی کار می‌کنند و ارزش‌‌‌ها، اخلاقیات، اعتقادات و هنجارهای مشترک دارند، تک‌تک افراد به شکلی منحصربه‌فرد، در جایگاهی قرار گرفته‌‌‌اند که عشق دهند و عشق بگیرند بدون ترس از جریمه. این به افزایش عملکرد کلی شرکت منجر می‌شود که نهایتا افراد مشابه را که عاشق کارشان هستند، جذب می‌کند.

3. مدیران میانی را توانمند کنید

در بسیاری از سازمان‌ها، وظیفه مدیری که بالای سر کارمند است، این است که ترتیبی دهد کارها جلو بروند و قوانین و سیاست‌ها اجرایی شوند. در اینجا فرصتی هست که به آن‌ها اختیار و قدرت داده شود تا مدیریت را یاد بگیرند اما آن‌ها چنین امکانی ندارند چون آزادی و استقلال تصمیم‌گیری ندارند که بتوانند روی جنبه‌‌‌های انسانی کارشان تمرکز کنند.

وقتی به مدیران، آزادی داده می‌شود و شروع می‌کنند به تمرکز روی رابطه با کارمندها (گوش دادن به نیازها، دغدغه‌‌‌ها و ایده‌‌‌های آن‌ها)، زودتر به راه‌حل‌‌‌های نوآورانه می‌‌‌رسند.

بارها از مدیران شنیده‌‌‌ام که می‌‌‌گویند: «نمی‌توانم به درخواست کارمندم رسیدگی کنم چون سیاست شرکت اجازه نمی‌‌‌دهد و دستم بسته است.» حالا که دور، دور انعطاف‌‌‌پذیری و سلامت است، مدیران ارشد باید به مدیران میانی آزادی عمل دهند تا بتوانند غریزه انسانی خود را تمرین و به‌واسطه آن، نیازهای کارکنانشان را رفع کنند. مثلا شاید لازم باشد سیاست‌ها طوری تغییر کنند که متناسب با نقاط قوت و شخصیت اعضای تیم باشد. در نتیجه، محیطی شکل می‌گیرد که در آن، هم کارکنان و هم مدیران میانی دوست دارند در آنجا بمانند چون احساس «دوست داشته شدن» و حمایت شدن از مدیران ارشد می‌‌‌گیرند.

4. مدیران دارای شخصیت را استخدام کنید و ارتقا دهید

افرادی که دارای شخصیت و صداقت هستند، قابل‌اعتمادند، حالا در هر سطحی از مدیریت که باشند. شما نگران اقدامات چنین فردی نیستید. نگران نیستید که شما را زیر پا له کند و این محیط کار را جذاب و مملو از عشق می‌کند. فرد با شخصیت همچنین، صداقت و افراد صادق بیشتری را به‌سوی سازمان روانه می‌‌‌سازد. به‌این‌ترتیب، محیط کار برای کسانی که دنبال چنین چیزی هستند، جذاب می‌شود. همه دوست دارند چنین جایی کار کنند.

فراموش نکنید کارکنانی که عاشق کارشان هستند، انگیزه بیشتری دارند که زمان بیشتری برای انجام کارها صرف کنند. آن‌ها کارها را انجام می‌دهند چون «دوست دارند» نه از سر رفع تکلیف یا اجبار.

قابلیت اعتماد

یکی دیگر از ویژگی‌‌‌های مورد تاکید وارن بافت، مورد اعتماد بودن کارجو است. کارفرماها همواره به دنبال استخدام کارجوی بی‌عیب و نقص هستند اما در این راستا، معیارهای مناسبی را در اولویت قرار نمی‌‌‌دهند. آن‌ها بیش‌ازحد روی مهارت‌‌‌ها و تجربیات زوم می‌کنند. اما به‌ندرت از خودشان می‌پرسند: «آیا این آدم قابل‌اعتماد است؟» بافت که یکی از موفق‌‌‌ترین سرمایه‌گذاران جهان است در سخنرانی‌‌‌ای در سال ۱۹۹۸ خطاب به دانشجویان دانشگاه فلوریدا بر اهمیت اعتماد تاکید کرد. اما منظور او از قابلیت اعتماد چیست؟

نیرویی که از ۱۰۰ نفر بهتر است

استخدام یک نیروی قابل‌اعتماد یعنی حصول اطمینان از اینکه او صادق و شریف باشد، یعنی حتی وقتی کسی حواسش به او نیست به استانداردها و اصولی پایبند باشد. با وجدان و وظیفه‌‌‌شناس باشد، مطمئن باشید که درست قضاوت می‌کند و به آنچه می‌‌‌گوید عمل می‌کند.

نیازی به نظارت بر او یا مدیریت ذره‌‌‌بینی او نداشته باشید: اهداف تیم را درک کند و به اندازه شما، به کیفیت کار اهمیت دهد.

خود بافت نیز این ویژگی را بسیار ارج می‌‌‌نهد تا جایی که در نامه‌‌‌ای به سهامداران در سال ۲۰۰۳، عقد قرارداد با شرکت مک‌‌‌لین وابسته به والمارت را به‌عنوان ‌مثال آورد. یک قرارداد عظیم با یک شرکت بزرگ. فرآیند تایید قاعدتا باید کلی طول می‌‌‌کشید. ده‌‌‌ها وکیل باید تک‌تک قراردادها و اسناد و توافقات را می‌‌‌خواندند. یک لشکر حسابدار باید تک‌تک آیتم‌‌‌ها در صورت‌های مالی شرکت را بررسی می‌کردند و میلیون‌ها دلار و ماه‌‌‌ها زمان لازم بود تا پروسه کامل شود. اما بافت تنها با صرف دو ساعت، یعنی در یک جلسه دو ساعته و یک دست دادن، قرارداد را نهایی کرد. او می‌‌‌گوید: «بررسی خاصی نکردیم. می‌‌‌دانستم که همه‌چیز دقیقا همانی خواهد بود که والمارت گفته بود. و همان‌طور هم شد.»

یک جلسه دو ساعته و دست دادن و تمام؟ تصور کنید که چقدر زمان و پول و زحمت هدر می‌‌‌رفت اگر بافت به طرف مقابل اعتماد نداشت. جلوگیری از اتلاف این همه سرمایه، صرفا به این خاطر بود که یکی از طرفین مطمئن بود طرف مقابل به حرف‌‌‌هایش عمل می‌کند. در مورد استخدام هم همین است. داستان بافت نشان می‌دهد که اعتماد چه اهرم قدرتمندی است که با اتکا به آن، با تلاشی ناچیز می‌توانید نتایج عالی بگیرید. بهتر است یک کارجوی کم‌تجربه اما صادق، مبتکر و باهوش را استخدام کنید. به‌هرحال اگر او سابقه خودجوش بودن و اخلاق‌‌‌مداری و تشخیص مشکل را داشته باشد، احتمالا عملکرد بالایی نیز خواهد داشت. بدون اعتماد، داشتن یک تیم با عملکرد بالا ممکن نیست.

10 راه پولدار شدن از زبان وارن بافت

 10 راه پولدار شدن از زبان وارن بافت

ثروتمند شدن نیز همانند هر موفقیت دیگری روش ها و تکنیک هایی دارد، که اگر به زندگی بزرگترین سرمایه داران جهان نگاه کنیم متوجه می شویم از همان تکنیک ها استفاده نموده اند. وارن بافت یکی از پولدارترین راز موفقیت و ثروتمند شدن وارن بافت چیست افراد جهان است که در مورد 10 تکنیک پولدار شدن خود اطلاعاتی را در اختیار دیگران قرار داده است. از پولدار ترین مردان جهان می توان به وارن بافت با ثروتی 62 میلیاردی اشاره نمود. در خیلی ازمجلات برتر دنیا به رازهای ثروتمند شدن وارن بافت اشاره شده است. با ما همراه باشید تا با 10 راز ثروتمند شدن از نظر وارن بافت بیشتر آشنا شوید.

در سال های گذشته لقب ثروتمند ترین مرد جهان به وارن بافت اختصاص داشت اما پس از آن جف بزوس و بیل گیتس نیز به عنوان ثروتمند ترین مردان جهان انتخاب شدند. او هر یک از سهام های شرکت Berkshire Hathaway درسال 1962 با قیمت 7.5 دلار خریداری نمود که امروزه سهام های این شرکت 119 هزار دلار قیمت دارند. این شرکت جز شرکت های کلاس A بازار محسوب می گردد. وی روش های خاصی برای کسب ثروت داشت که در ادامه بیشتر به بررسی آن ها می پردازیم.

بزرگترین سرمایه داران جهان,راه پولدار شدن,پولدار شدن,

10. یادگیری قبل از شروع

پیش از انجام هر معامله ای حتی با آشنایان خود از جزئیات و شرایط آن اطلاعات کافی به دست آورید سپس آن را بپذیرید. وارن بافت این تجربه را زمانی که کودک بود کسب راز موفقیت و ثروتمند شدن وارن بافت چیست کرد. یک روز پدربزرگش از وارن و دوستش خواست که حشره ای که در مغازه اش وجود دارد را بیابند، آن ها پس از ساعت ها تلاش حشره را به پدربزرگ دادند و 90 سنت دریافت نمودند. وارن بافت از دستمزدی که گرفته بود بسیار تعجب کرد، زیرا در مدت زمان کوتاه تری می توانست پول بیشتری دریافت کند. پس از آن بود که تصمیم گرفت قبل از شروع هر کاری شرایط آن را بسنجد.

9. سرمایه گذاری با سود حاصل از فعالیت

بهتر است سودی که از سرمایه گذاری های کوچک در بورس به دست می آورید با خرید مجدد سهام یا سرمایه گذاری در جاهای دیگر استفاده کنید و از خرج کردن آن ها بپرهیزید، تا سرمایه های کوچک شما به یک ثروت زیاد تبدیل گردد. وارن بافت در دوران دبیرستان با خرید یک ماشین پین بال و قرار دادن آن در یک آرایشگاه توانست سودی کسب کند و او از این سود 8 ماشین دیگر خرید و درآمد خود را افزایش داد. وارن بافت همین روش را در زمان وارد شدن به بورس نیز ادامه داد و در سن 26 سالگی توانست سرمایه ای حدود 174 هزار دلار سرمایه داشته باشد.

پولدارترین افراد جهان,بزرگترین سرمایه داران جهان,راه پولدار شدن,

8. از مکیدن انگشت خود بپرهیزید

توصیه می شود پیش از گرفتن هر تصمیمی به موقعیت خود و نتایج حاصل از تصمیمتان فکر کرده و با دیگران در این رابطه مشورت کنید. زیرا گرفتن تصمیمات عجولانه همانند مکیدن انگشت شصت می باشد. وارن بافت در سرمایه گذاری و معاملات خود از این تکنیک استفاده می کرد و اجازه می داد که طرف مقابل از قیمت ها اطلاعاتی بروز دهد سپس بر اساس آن ها تصمیم نهایی را بگیرد.

7. با پول های اندک خود سرمایه گذاری کنید و از قرض کردن بپرهیزید

وارن بافت کاملا مخالف گرفتن وام و قرض کردن برای سرمایه گذاری است و هرگز برای سرمایه گذاری یا خرید مسکن وام های سنگین دریافت ننمود. او در نوشته ها و رازهای موفقیت خود از افراد بسیاری که با وام سرمایه گذاری کرده و ورشکست شده اند یاد می کند. وارن بافت در این رابطه دو پیشنهاد دارد: سرمایه گذاری متناسب با پولی که دارید و مذاکره نمودن با طلبکاران.

پولدار شدن,پولدارترین افراد جهان,بزرگترین سرمایه داران جهان,

6. کنترل نمودن هزینه ها کوچک

وارن بافت معتقد است که کنترل هزینه های کوچک می تواند سود را به مقدار قابل توجهی افزایش دهد. از این رو معمولا در شرکت هایی که مدیران ریز بینی داشتند و حتی تعداد دستمال کاغذی ها را کنترل می کردند سرمایه گذاری می نمود.

5. ماندگاری و استقامت

مقاومت و ماندگار بودن می تواند شما را در برابر رقیبان پیروز نماید. بر همین اساس وارن بافت در 1983 سهام شرکت Nebraska Furniture Mart را خریداری نمود، زیرا نحوه مدیریت مالک شرکت نظر او را به خود جلب کرده بود. صاحب این شرکت که یک مهاجر روسی بود با تکنیک خرید وسایل در پایین ترین قیمت ها توانست مغازه خود را به یکی از بزرگترین فروشگاه های مبلمان تبدیل نماید. از نظر وارن بافت رز مالک شرکت یک قهرمانی قدرتمند بود که موجب جداسازی برنده از بازنده می گردید.

راه پولدار شدن,پولدار شدن,پولدارترین افراد جهان,

4. بررسی و ارزیابی خطرات

با ریسک کردن و ارزیابی خطرات به راحتی می توان بهترین تصمیمات را گرفت. زمانی که در سال 1995 کارفرمای پسر وارن بافت Howie به تقلب در تعیین قیمت متهم شده بود. وارن بافت از آن ها خواست که بدترین و بهترین شرایطی که ممکن است برای آن ها پیش بیاید را در نظر بگیرند. با این صحبت ها پسر وارن بافت با ارزیابی این ریسک قراردادهای خود را با شرکت متقلب لغو نمود.

3. سعی کنید متفاوت باشید

هرگز بر اساس انتظارات دیگران در موارد مهم زندگیتان تصمیم گیری ننمایید. وارن بافت بر اساس همین قانون سرمایه گذاری های خود را در سال 1956 انجام می داد و کارهای خود را از دیگران پنهان می کرد، به همین دلیل مردم فکر می کردند که او ورشکست شده است. در حالی که پس از 14 سال وارن بافت 100 میلیون دلار سرمایه داشت. او به جای پیروی از جمعیت ضعیفان بازار طرفدارای می کرد و معتقد بود به جای ارزیابی خود بر اساس استانداردهای دنیا باید خود را بر اساس استانداردهایی که برای زندگیتان تعیین نموده اید ارزیابی کنید.

بزرگترین سرمایه داران جهان,راه پولدار شدن,پولدار شدن,

2. تعیین هدف نهایی و داشتن تعریفی از موفقیت

وارن بافت هرگز موفقیت خود را بر اساس میزان ثروتش نمی سنجید و حتی در سال 2006 تصمیم گرفت که کل ثروت خود را به بنیاد خیریه هدیه دهد. او معتقد است افراد ثروتمند از نظر دیگران افراد چندان دوست داشتنی و محبوبی نیستند، به همین دلیل موفقیت خود را بر اساس تعداد افرادی ارزیابی می کرد که توانسته بود در دلشان بنشیند و آن ها را به خود جذب نماید.

1. شناسایی و کشف بهترین موقعیت فروش

وارن بافت در زمان نوجوانی با شرکت در یک مسابقه شرط بندی تمام پول های خود از دست داد و پس از آن مجبور به شرکت در مسابقه دیگری شد، اما متاسفانه با باختن در این مسابقه نیز تمامی پول های خود را از دست داد. این مسئله خیلی برای او دردناک بود و چند روزی او را بیمار کرد. این اتفاق باعث شد یاد بگیرد چه زمانی بهترین فرصت برای ترک یک معامله و جلوگیری از زیان بیشتر است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا