استراتژی های معاملاتی فارکس

تله های ذهنی در سرمایه گذاری

تله بدبینی و منفی گرایی

آیا احساس مرگ، تنهایی و پوچی می کنید؟ تنها جنبه های منفی زندگی خود را می بینید؟ همیشه دلشوره دارید و مضطرب هستید؟ شما به احتمال زیاد به تله منفی گرایی و بدبینی مبتلا شده اید. این تله یکی از تله های حوزه گوش به زنگی و بازداری می باشد که در آن شما خودتان را از دیدن قسمت های زیبا و مثبت زندگی محروم کرده اید. عشق، تولد نوزاد و هر اتفاق خوب زندگی خود را نمی بینید و به دنبال اخبار و حوادث ناگوار هستید. در ادامه مقاله ” تله بدبینی و منفی گرایی “ با ما همراه باشید.

صرفاً به اتفاقات بدی که ممکن است بیافتد فکر می کنید، تمام تمرکز خود را بر روی قسمت های منفی زندگی خود معطوف کرده اید و همواره در انتظار اتفاق بدی هستید تا ثابت کنید که شما درست می گویید و بدبین نیستید. دائما دلشوره دارید که مسافر شما خدایی نکرده به سلامت به مقصد نرسد؛ در این رابطه، مادرانی را می بینیم که همیشه دلشوره فرزندان خود را دارند که مبادا بلایی سر تله های ذهنی در سرمایه گذاری آن ها بیاید. افراد گرفتار در این تله زمان زیادی را صرف می‌کنند تا مطمئن شوند که کار اشتباهی انجام نداده اند، آن ها مستعد نشخوار های ذهنی و وسواس گونه هستند. غر زدن یکی دیگر از ویژگی این افراد می باشد؛ به دلیل دید منفی و عدم خوش بینی از زمین و زمان گله می کنید.

ریشه های تله بدبینی و منفی گرایی

این تله نیز مانند سایر تله ها ریشه در کودکی ما دارد و در بزرگسالی فعال می گردد. دانستن این ریشه ها باعث می شود والدین، در تربیت فرزندان خود نیز به این نکات توجه داشته باشند تا آینده بهتری برای فرزندان خود رقم بزنند و جامعه بهتری نیز داشته باشیم.

اگر دوران کودکی خود را با شرایط سخت و کمبود و رنج و ناراحتی سپری کرده باشید، احتمال اینکه به این تله دچار شوید بسیار زیاد می باشد. همچنین محرومیت های هیجانی نیز می توانند باعث شکل گیری این تله ها شوند. کودکی که رابطه خوبی با والدین خود نداشته باشد و حمایت های لازم را از آن ها دریافت نکرده باشد در بزرگسالی نسبت به محیط اطراف خود بدبین خواهد شد. کودک همواره به درک، توجه و حمایت والدین نیاز دارد و اگر این موارد به خوبی تأمین نشوند علاوه بر تله محرومیت هیجانی، تله منفی گرایی نیز شکل خواهد گرفت.

مرگ یکی از والدین و یا هر دوی آن ها موجب شکل گیری این تله در کودک می شود. با مرگ والدین کودک تنهایی را با تمام وجود درک خواهد کرد. در نتیجه او باید مشکلات بسیاری را در زندگی خود تحمل کند. این مشکلات باعث بروز تله های زیادی در فرد می گردد که یکی از آن ها تله بدبینی است. زندگی سختی که در راستای مرگ والدین برای فرزند رقم می خورد او را نسبت به همه چیز منفی نگر و بدبین خواهد کرد و کودک همیشه مضطرب است که مبادا اتفاق ناگوار و بدی بیافتد.

راهکار مقابله با تله بدبینی و منفی گرایی

اولین گام برای درمان، مراجعه به یک درمانگر ماهر است که بتواند مشکلات شما را به صورت ریشه ای شناسایی کند و به صورت تخصصی و علمی به اصلاح رفتارها و ذهنیت منفی نگر شما بپردازد. لازم به ذکر است که درمان تله ها روند نسبتا زمان بری دارد پس خسته نشوید، بر تغییر افکار و ذهنیت خود مداومت داشته باشید و انتظار نداشته باشید که یک شبه و بدون هیچ گونه تلاش و زحمتی درمان شوید. نکاتی که در ادامه بیان می کنیم در کنار درمان توسط درمانگر می تواند نتیجه بخش و کاربردی باشد.

اگر می‌خواهید دید مثبتی نسبت به جهان اطراف خود داشته باشید، ابتدا باید نسبت به خودتان احساس مثبتی داشته باشید. این بدان معنی نیست که خود را کامل و بی نقص بدانید دست کم خود را تا حد قابل قبولی خوب و دوست داشتنی بدانید.

به دنبال تغییر روحیات و افکار خود باشید، مثبت اندیشی متعادلانه می تواند زندگی شما را دگرگون کرده و آن را تغییر دهد، اجازه ندهید منفی‌گرایی بر شما چیره شود و تسلط بر زندگی را از دستتان خارج کند.

زمانی که افکار منفی و باورهای بدبینانه درباره موضوعات و رویدادهای مختلف دارید، سعی کنید برای بدبینی و منفی‌نگری خود، شواهد نقض بیاورید. در ابتدا، اکثر شواهدی که به نظرتان می‌رسد موجب تایید افکار منفی و بدبینی شما می شود، اما امید خود را از دست ندهید و تلاش خود را بیشتر کند. از خود بپرسید چه حقیقتی خلاف باور شماست و باور شما را رد می‌کند؟ آن‌قدر این روند را ادامه دهید تا بنیان های عقاید منفی‌تان سست گردد.

ده توصیه از نایل فولر‬‎ برای معامله گران مبتدی

به عنوان یک معامله گر مبتدی بازارهای جهانی شما به راحتی می توانید سرمایه خود را از دست داده، سر در گم بوده و یا توسط بمباران اطلاعاتی که در مورد معامله گری در اینترنت وجود دارد احاطه شوید. بهترین کار برای انجام این است که عجله نکنید و یاد بگیرید که چگونه به طور صحیح از حرفه ای های با تجربه آموزش ببینید.

ده توصیه از نایل فولر‬‎ برای معامله گران مبتدی

1-ابتدا مبانی را بیاموزید:
بسیاری از معامله گران آماتور سعی میکنند بدون هیچ پیش زمینه و دانشی در مورد بازاری که درآن معامله میکنند وارد شوند. برای ایجاد یک پایه محکم معامله گری شما باید وقت صرف کنید تا بدانید که بازاری که در آن کار میکنید چگونه کار میکند و یک فهم درست از همه اصطلاحات آن داشته باشید.

2-یک استراتژی معامله گری را یاد بگیرید و به آن پایبند باشید:
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که میبینم معامله گران آماتور بارها و بارها آن را تکرار میکنند تغییر دادن مکرر روش معاملاتی میباشد. اگر شما یک منطق و روش معامله گری عمومی مانند روش پرایس اکشن من دارید شما باید قبل از انجام هر کاری آن را یاد گرفته و در آن مهارت داشته باشید.

اگر فکر میکنید که با تغییر زیاد استراتژی و روش معاملاتی به یک جام شراب در معامله گری خواهید رسید بدانید که این یک امیدواری اشتباه است که منجر به غیر منطقی عمل کردن و از دست دادن سرمایه شما خواهد شد. بنابراین به خاطر چند ضرر روش خود را عوض نکنید.
هر روشی در تعداد مشخصی از معاملات دارای اشتباهاتی نیز میباشد که کاملا طبیعی است و جزیی از معامله گری میباشد. شما نباید اجازه دهید که معاملات بازنده تاثیر زیادی روی شما بگذارند و شما واقعا برای بهتر شدن در معامله گری به نظم و انضباط فوق العاده سختی نیاز دارید.

3-غرق اطلاعاتی نشوید:
خیلی ساده است که به عنوان یک آماتور غرق در اطلاعلات و سیستمهای معاملاتی شویم و این کار در ابندا برای همه ما اتفاق افتاده است. بهترین راه برای محدود کردن یا اجتناب از آن پیدا کردن یک مربی یا کسی است که بتوانیم از او یاد بگیریم و موفقیت های او را دنبال کنیم.

4-از اینکه معامله ای در خلاف جهت شما حرکت کند واهمه ای نداشته باشید:
این خیلی مهم است برای اینکه اکثرمعامله گران مخصوصا اماتورها با دیدن نشانه های اولیه از حرکت قیمت در خلاف جهت آنها دچار ترس و عکس العمل شدید میشوند. این مشکل در حساب واقعی بسیار بیشتر از حساب مجازی میباشد که به علت تفاوت احساس در آنهاست بهر حال این یک مشکل است و نیاز به راه حل دارد.
حرکت بازار در خلاف جهت شما طبیعی است. من معاملاتی داشته ام که تا 5 پیپی (فراچارت: پیپ واحد نوسان است منظور نویسنده یعنی مقدار خیلی کمی به حد ضرر من مانده بود) حد ضرر رفته و پس از آن برگشته و سود زیادی نصیبم کرده است اگر من میترسیدم و پوزیشن خود را قبل از فعال شدن حد ضرر میبستم نه تنها ضرر میکردم بلکه سود زیادی هم از دست میدادم پس این دلیل اصلی میباشد که چرا باید بگذارید بازار حرکت خود را بکند و تنها به این دلیل که در خلاف جهت شما حرکت کرده است معاملات خود را نبندید.

این واقعا بسیار ساده است حد ضرر خود را به طور منطقی و در جای امنی قرار دهید حجم معاملات خود را مدیریت کنید و ریسک دلاری شما مقداری باشد که با از دست دادن آن مشکلی نداشته باشید و اجازه دهید معامله پیش برود معاملات خود را خیلی جزیی مدیریت نکنید فقط اجازه دهید بازار کار خود را بکند شما هم بروید سراغ تفریح و استراحت خود و روز بعد معاملات خود را بررسی کنید. گاهی هیچکاری نکردن با پوزیشن ها بهترین حرکت است.

5-تمرکز بر پرایس اکشن (حرکات قیمت):
شاید باورتان نشود ولی زمانی بود که مردم بدون رایانه معامله میکردند میدانم باورش سخت است ولی واقعیت دارد. به نظر شما چطور آن کار را انجام میدادند؟
مطمئنا توسط مکدی ار اس ای استوکاستیک و برخی سیستم های اتومات معامله گری نبوده است بلکه توسط پرایس اکشن بوده است. (فراچارت: نایل فولر از مربیان و معامله گران سبک پرایس اکشن است) آنها حرکات قیمت را از روی تابلو های بزرگ میخواندند و تفسیر میکردند. آنها در مورد تغییرات قیمت یا حرکات قیمت بحث میکردند. این روش تنها روش طبیعی معامله گری از سال 1700 میلادی زمانیکه معامله گران برنج ژاپنی نمودار های شمعی را برای پیش بینی تغییرات در قیمت برنج استفاده میکردند.
کاربردی است خیلی سخت نکنید قضیه را.
استراتژی شخصی پرایس اکشن براحتی برای من کار میکند و اگر شما به نکات من توجه کنید مطمئنا برای شما هم کاربردی خواهد شد. هیچ نیازی به شلوغ کردن ذهن و نمودار خود با اندیکاتور ها و خبر های مختف نیست. من هرگز این کار را انجام نمیدهم و شما هم نکنید زیرا هم اتلاف وقت و انرژی ذهنی و همچین باعث از دست رفتن سرمایه شما خواهد شد

6-واقع بین باشید:
شاید سخت ترین و در عین حال مهمترین نکته برای معامله گران مبتدی واقع بین بودن آنها باشد. من متاسفم اما باید به شما بگویم که شما نمیتوانید شغل خود را رها کرده و با یک حساب 2 هزار دلاری به ساحل بروید. اگر سایت و یا فردی همچین چیزی را به شما گفت شما باید از آنها دوری کنید زیرا آنها کلاهبردار هستند و هیچ سرنخی از انچه در موردش صحبت میکنند ندارند.

آیا شما میتوانید مقدار زیادی پول از راه معامله گری در بازار کسب کنید؟
بله مطمئنا
شاید هیچ حرفه دیگری در دنیا همچین پتانسیل بالایی مانند معامله گری نداشته باشد اما هزینه زیادی باید پرداخت و کار آسانی نیست حد اقل از نظر ذهنی آسان نیست. شما با انواع مختلفی از تله های ذهنی و اشتباهات عمدی در راه معامله گری روبرو خواهید شد. واقع بینی چیزی است که شما را در مسیر موفقیت در معامله گری قرار میدهد.

7-بیش از حد معامله نکنید:
به آرامی و با ثبات در معامله گری پیروز میشوید میدانم کمی کلیشه ای است ولی درست است. معامله گری با تناوب بالا شما را به دنیای اشتباهات احساسی در معامله گری میبرد که ممکن است حساب شما را از بین ببرد و عزت نفس شما را خدشه دار کند.

8-بر روی نمودار های روزانه تمرکز کنید:
شما قبل از هر کاری باید یاد بگیرید که چگونه با پرایس اکشن در تایم فریم روزانه تحلیل کنید. این تایم فریم، تایم فریم مادر است در تحلیل تکنیکال که باید در اولویت تحلیل شما باشد.

9-حد ضرر خود را خیلی نزدیک قرار ندهید:
این خیلی مهم است ومعامله گران سرمایه زیادی از دست میدهند تا این نکته را بفهمند شما باید حد ضرر خود را در فاصله امنی از نقطه ورود خود قرار دهید. اگر شما حد ضرر خود را خیلی نزدیک قرار دهید قبل از اینکه شانس داشته باشید که بازار در جهت شما حرکت کند از بازار خارج خواهید شد. به عبارت دیگر ایده معاملاتی شما شاید درست باشد ولی بخاطر اینکه حد ضرر شما خیلی نزدیک بود قبل از نوسان خاصی از بازار خارج شدید.

10-بدون آموزش وارد نشوید:
همیشه برای من جالب بوده است که چگونه بعضی از افراد بدون آموزش و تمرین میخواهند سرمایه خود را در معرض ریسک قرار دهند و پس ازانکه مقداری از پول خود را از دست دادند تصمیم میگیرند که آموزش ببینند. مانند این است که بدون آموزش خلبانی هواپیما برانیم که منجر به صدمه دیدن و مرگ خواهد شد و پس از آنها شما تصمیم خواهید گرفت که آموزش ببینید.

بیشتر معامله گران کار مشابهی را با حسابشان میکنند مانند آنها نباشید. سرمایه خود را در ابتدا صرف اموزش بکنید قبل از هرچیزی یاد بگیرید که درست معامله کنید و پس از ان پول برای شما جذاب خواهد شد. قبل از آموزش خلبانی خلبانی نکنید.

اگر می خواهید پولدار شوید، مراقب این تله های ذهنی باشید

پولدار-تله-ذهنی-میلیاردر-ثروتمند

بیشتر ما در طبقه ی فقیر و متوسط به دنیا آمده ایم – به همین خاطر مابقی عمرمان را با ایده ها، افکار و اعمال طبقه ی فقیر و متوسط می گذرانیم. اگر شما هم مثل من در خانواده ای به دنیا آمده باشید که پدر و مادرتان نیات بزرگی دارند اما در عین حال راه های کمی برای رسیدن به آزادی مالی پیش رویشان است، احتمال اینکه شما نیز مثل من در دام این تله های ذهنی مالی گرفتار شده باشید خیلی زیاد است.

اگر می خواهید پولدار شوید، مراقب این تله های ذهنی مالی باشید. دیگر به هیچ کس پوشیده نیست که ثروتمندان در مورد پول، امور مالی، سرمایه گذاری و کسب درآمد نگرش متفاوتی دارند. در ادامه با برخی از تله های ذهنی مالی آشنا خواهید شد:

۱-فقط به قدری می خواهم که راحت باشم

در طبقه ی متوسط معمولا بیشتر افراد به دنبال رسیدن به سطحی از رفاه هستند که غالبا قابل حصول است اما در تضاد با هر امکان قابل دسترس برای کسب آزادی مالی می باشد. این روزها بیشتر مردم فقط فکر این هستند که پول کمی برای دوران بازنشستگی خود پس انداز کنند. اما همین کار به ظاهر خوب موجب می شود بیشتر مردم حتی در دوران کهنسالی نیز نتوانند بازنشسته شوند و به استراحت بپردازند، چون اگر مشکلاتی نظیر تورم، گرانی و رکود در اقتصاد ایجاد شود آنها دیگر نمی توانند از پس مخارج خود برآیند و با مشکلات بزرگی مواجه خواهند شد.

۲-باید پول بسازم

این مورد درست خلاف قانون پولسازی است – در واقع این کار دولت ها است که در طی تله های ذهنی در سرمایه گذاری چندین دهه به نحوی غیر قابل توجیه مشغول تولید پول یا همان پولسازی بوده اند. این ایده – باید پولسازی کنم تا پول داشته باشم – شما را ترغیب می کند تا باور کنید باید زمان خود را با پول مبادله کنید. طرز فکر تولید پول یا همان پولسازی را کنار بگذارید و به انباشت پول بیندیشید. به خاطر بسپارید اگر چیز با ارزشی به جامعه ارائه بدهید در قبال آن پول خوبی دریافت خواهید کرد.

۳-بزرگ تر بهتر نیست

اشتباه است. بزرگ تر بهتر است و بیشتر، عظمت و شکوه است. از این پس به کم قانع نباشید. بهترین کمپانی های دنیا بزرگ هستند. کوچک ماندن انرژی زیادی از شما می گیرد. این همان قانون ۱۰x است-همیشه سعی کنید تله های ذهنی در سرمایه گذاری ۱۰ برابر بزرگ تر از حد معمول باشید. این موضوع خیلی هیجان انگیز است و در عین حال شانس موفقیت شما را دو چندان خواهد کرد.

در مطالعه ای که طی ۱۲ ماه گذشته با ۵۰ کارآفرین فوق العاده موفقی که کمپانی های مولتی میلیون دلاری راه اندازی کرده اند که البته با هیچ کار خود را شروع کردند انجام شد تقریبا تمام این کارآفرینان موفق اذعان داشتند از اینکه از همان اول بزرگ فکر نکردند پشیمان هستند.

۴-پول بیشتر برابر است با مشکلات بیشتر

ای همان عذری است که افراد بی پول می آورند تا ورشکسته بودن یا وضعیت بد مالی خود را توجیه کنند. اگر پول بیشتر برابر است با مشکلات بیشتر، بنده شخصا با جان و دل پذیرای این مشکلات هستم چون روزی وضعیت مالی خوبی نداشتم و طعم ورشکست بودن را هم چشیدم که صد برابر دشوارتر از مشکلات ناشی از پول زیاد است. خواهشا سعی نکنید پولدارها را خراب کنید- چون واقعا این طور نیستند.

واقعیت این است که هر چه پول بیشتری داشته باشید کنترل بیشتری روی بخش های مختلف زندگی خود خواهید داشت و صد البته انتخاب های بیشتری نیز خواهید داشت. اگر در یک پرواز فرست کلاس نشسته باشید نمی توان مطمئن گفت که یک فرد مزاحم و یا الکلی کنار شما نخواهد نشست. اما اگر جت خصوصی خود را بخرید، این شما هستید که تعیین می کنید چه کسی وارد آن شود، اما حالا باید دو تا خلبان استخدام کنید، یک مکانیک استخدام کنید و به مهمان ها و پرسنل غذا بدهید. پول بیشتر برای است با مشکلات جدید، نه مشکلات بیشتر. البته این مشکلات جدید بیشتر شیرین و دلچسب هستند تا استرس زا.

۵-پول است که پول می آورد

واقعیت این است که سه چهارم میلیاردرهای امروزی خودساخته یا نسل اولی هستند. یعنی افراد معمولی فقط به خاطر اینکه جرئت دارند ایده های خود را دنبال کنند ثروتمند شده اند.

این عبارت « برای پول درآوردن باید پول داشت » کاملا اشتباه است. برای اینکه پول بیشتری کسب کنیم باید پول داشته باشیم. معمولا میلیاردرها در اواخر زندگی خود از پولشان برای کسب ثروت بیشتر استفاده می کنند، اما در شروع برای پول درآوردن فقط باید شجاع باشیم و ثبات قدم داشته باشیم. اما این ایده که باید از همان ابتدا پول داشته باشیم از شما یک قربانی می سازد و از همان ابتدا شما را از مسیر کسب ثروت خارج می کند.

خودم بدون پول شروع کردم. ۲۵ سالگی ورشکست شدم. اما الان خدا رو شکر اوضاع مالی خیلی خوبی دارم.

۶-پول علف خرس نیست

افرادی که همیشه از این عبارت تله های ذهنی در سرمایه گذاری استفاده می کنند غالبا باور دارند پول محدود و کمیاب است. در این کره خاکی تقریبا ۱۳۴ تریلیون دلار پول وجود دارد که معمولا بیشتر آن توسط اعداد حساب های بانکی، سرمایه گذاری و … ارائه می شود. باور محدود بودن پول در این سیاره فقط در ذهن افرادی است که پول ندارند و اوضاع مالی نابسامانی دارند.

۷-یک روز دیگر، تومانی دیگر

بیشتر نیروی کار دنیا زمان خود را با پول مبادله می کنند. ساعات زندگی شما چقدر ارزش دارد؟ ساعتی ۱۰ هزار یا ۵۰۰ هزار تومان؟ واقعیت این است که مهم نیست در ازای ساعات خود چقدر می گیرید شما هنوز هم زمان خود را با پول مبادله می کنید اما متاسفانه منبع زمان شما محدود است.

پولدارها برای خرید زمان پول پرداخت می کنند چون می دانند که زمان خیلی با ارزش تر از پول است. افراد معمولی چون دوست ندارند برای خرید زمان پول پرداخت کنند، فکر می کنند تنها راه کسب پول بیشتر این است که ساعات بیشتری کار کنند. اگر می خواهید پول بزرگ کسب کنید باید به پول بدون در نظر گرفتن زمان بیندیشید – با پرداخت پول زمان دیگران را بخرید، وقت طلاست.

۸-پول ریشه ی تمام بدی ها و شرارت هاست

واقعیت این است که « عشق به پول ریشه ی تمام بدی هاست » اما متاسفانه این جمله به غلط بین عموم رواج پیدا کرده و باعث شده مردم فکر کنند پول ریشه ی تمام شرارت هاست. حق با پولدارهاست، آنها اشتباه نمی کنند. بیل گیتس زمانی در یکی از دانشگاه های آمریکا گفت : « اگر فقیر به دنیا آمده اید تقصیر شما نیست، اما اگر فقیر از دنیا بروید مقصر خود شمایید.»

به نظر من اگر نتوانیم از لحاظ مالی خانواده خود را تامین کنیم، مسافرت برویم، کسب و کار خود را راه اندازی کنیم و به آرزوهای خود دست یابیم فاجعه است و این تراژدی غم انگیز است که ریشه ی تمام بدهی ها است.

۹-پولی که پس انداز شود عین درآمد است

کافی است این جمله را باور کنید تا هرگز به امنیت مالی نرسید. واقعیت این است که پولی که پس انداز شود فقط پول است، حالا اگر شما کل عمرتان در مورد این پول بیندیشید هیچ گاه نمی توانید به آزادی مالی دست یابید. پس انداز به خودی خود بد نیست اما افراد عادی آن قدر روی پول تمرکز می کنند که هرگز فکری برای افزایش دارایی خود نمی کنند. هیچ کس با پس انداز ثروتمند نشده، فقط پیرتر شده است.

۱۰-پول نمی تواند برای شما خوشبختی بخرد

هرگز هیچ پولداری را ندیده ام که همزمانی که دارد برای کسب ثروت تلاش می کند بخواهد شاد و خوشبخت نیز باشد – این دو مورد هیچ ربطی به هم ندارند. در واقع بنده در کل زندگیم هیچ گاه دنبال خوشبختی نبوده ام. همیشه دنبال زندگی بوده ام که در آن بتوانم هر وقت که خواستم کاری را که عاشقش هستم با آزادی تمام انجام دهم.

من افراد شاد و ناشاد زیادی را می شناسم. خواهرم شادترین آدم دنیاست و خوشبختی او اصلا به میزان درآمدش بستگی ندارد. البته او نیز مثل دیگران دوست دارد بتواند بدون نگرانی هر چقدر می خواهد پول خرج کند. پول به هیچ وجه نمی تواند شما را شاد یا غمگین کند – پول فقط پول است.

۱۱-ایده های خودم را به دیگران بفروشم

این طرز تله های ذهنی در سرمایه گذاری فکر خیلی مخرب است و نشان می دهد که انسان های کوچک چقدر برای زمان و پول خود ارزش قائل اند. فردی را می شناسم که چهار کسب و کار دارد. معمولا همه ی آنها با یک ایده و بعد با اقدام و عمل گسترده به اینجا رسیده اند. افراد موفقی نظیر بیل گیتس، استیو جابز، هنری فورد و … ایده های بزرگی داشتند و هیچ گاه ایده های خود را نفروختند.

دیگر در مورد پول فکر نکنید و در مورد ایده های خود رویاپردازی نکنید. امکانات پیش روی شما فقط با افکار، ایده ها و اعمال خودتان محدود می شود.

۱۲-پولدارها خود خواه اند

بهتر است کمی با هم رو راست باشیم. اگر فقط چند ماه یا چند سال خود خواه باشید مطمئن باشید تا آخر عمر دیگر از لحاظ مالی مستقل خواهید شد. واقعیت این است که اگر بخواهید از خودتان مراقبت کنید، به آزادی مالی برسید و مشکلی برای دیگران نباشید باید کمی خودخواه باشید و از عزت نفس و اعتماد به نفس کافی برخوردار باشید. اگر نتوانید از پس مخارج خودتان برآیید چطور می توانید از همسر، فرزندان و سایر اعضای خانواده خود مراقبت کنید و به وقت نیاز یار و غم خوار آنها باشید؟

بهتر است چند مدت خودخواه باشید تا در آینده چیزی برای ارائه داشته باشید – فرصت، پول یا خرد. شاید شما هم از شنیدن این جمله خسته شده اید که می گویند « اگر فلان مقدار پول داشتم به مردم کمک می کردم » واقعیت این است که این افراد هیچ گاه حتی روی وضعیت مالی خود هم تمرکز نمی کنند. این افراد همیشه در مورد کارهایی که بهتر بود انجام دهند و کارهایی که نمی توانند انجام دهند صحبت می کنند.

واقعیت این است که اگر هم اکنون پولدارید بهتر است یک قدم پا را فراتر گذاشته و مثل افراد فوق ثروتمند بیندیشید، اما اگر هنوز بی پولید باید از همین امروز طرز فکر خود را عوض کنید و مانند پولدارها بیندیشید.

پولدارها به شما می گویند همه می توانند ثروتمند شوند. میلیاردرها به شما می گویند همه ی شما می توانید میلیاردر شوید. همین امروز خودتان را از دام این تله های ذهنی مالی خلاص کنید و دوستان، آشنایان و اعضای خانواده تان را نیز تشویق کنید تا مثل شما بیندیشند. به خاطر بسپارید شما با افکار محدود کننده احاطه شده اید-۷۶ درصد مردم با حقوق ماهانه ی خود زندگی می کنند. به نظر می رسد بیشتر مردم اطلاعات غلطی دارند.

مقالات پیشنهادی:

لطفاً برای حمایت از ما این مقاله را در یکی از شبکه‌های اجتماعی مورد علاقه‌تان به اشتراک بگذارید. با تشکر

pforexcom

محبوبیت معامله مبتنی بر پیش‌بینی قیمتی در بازارهای مالی به دلیل توسعه‌ی معاملات آنلاین، جمعیت جدیدی از معامله‌گران را ایجاد کرده است. اکثر این معامله‌گران در واقع تازه‌کار هس

تله‌های ذهنی در معاملات پاکت آپشن

محبوبیت معامله مبتنی بر پیش‌بینی قیمتی در بازارهای مالی به دلیل توسعه‌ی معاملات آنلاین، جمعیت جدیدی از معامله‌گران را ایجاد کرده است.

اکثر تله های ذهنی در سرمایه گذاری این معامله‌گران در واقع تازه‌کار هستند و صرفا به دلیل پتانسیل بالای درآمدزایی به سراغ این بازار آمده‌اند و در نتیجه باید مراقب تله‌های ذهنی خود باشند.

تله‌های ذهنی در معاملات پاکت آپشن - روانشناسی معاملات پاکت آپشن - پیش‌بینی قیمت pocketoption

انتظارات غیرمعقول معاملاتی

بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار ممکن است باور داشته باشند که سودآوری بسیار ساده است مخصوصا زمانی که در حال استفاده از یک حساب تمرینی یا دموی رایگان هستند.

با این حال، اگر این معامله‌گران بتوانند سودآوری قابل توجه ناگهانی به دست بیاورند، این می‌تواند منجر به این باور شود که معامله‌ کردن بسیار آسان است و نیازی به تلاش چندانی نیست.

متاسفانه زمانی که معامله‌گران بی‌تجربه وارد این ذهنیت می‌شوند و تصمیم می‌گیرند که به معامله با سرمایه‌ی واقعی خود بپردازند، به طور ناگهانی با واقعیت بازارهای معاملاتی آشنا خواهند شد.

حساب واقعی در مقابل حساب دمو Pocketoption

زمانی که معامله‌گران جدید از حساب دمو و تمرینی به سراغ حساب واقعی می‌آیند، آنها وارد سخت‌ترین مرحله‌ی ورود به معاملات یعنی روانشناسی معاملات می‌شوند.

به عبارتی دیگر، با اینکه وقتی ریسک ضرر وجود ندارد معامله کردن آسان به نظر می‌رسد اما زمانی که صحبت از پول‌هایی که به سختی به دست تله های ذهنی در سرمایه گذاری آورده‌اید می‌شود، مسئله پیچیده می‌شود.

در معاملات دمو معمولا معامله‌گر به راحتی منتظر می‌ماند تا بازار به نفع او تغییر جهت داده و وارد مرحله‌ی سودآوری شود چون در استفاده از پول مجازی و غیرواقعی عواقبی وجود ندارد.

اما وقتی اعمال معامله‌گر باعث می‌شود میزان دارایی‌های او تغییر کند، احتمال اینکه معامله‌گر با اطمینان و به طور منطقی عمل کند، کمتر می‌شود.

پیش‌بینی قیمت pocketoption - حساب دمو pocketoption - تصمیمات عجولانه پاکت آپشن - طمع و ترس

احساسات می‌تواند معامله را کنترل کنند

احساسات می‌تواند بدترین دشمن یک معامله‌گر باشد. این احساسات می‌تواند منجر به قضاوت اشتباه و متضرر شدن شود.

طبق گفته‌ی روانشناس معروف آقای Roland Barach، احساسات باعث ایجاد تله‌های ذهنی می‌شود.

این احساسات خطرناک شامل طمع و ترس می‌شود و می‌تواند شما را دچار تصمیمات عجولانه، تحلیل بیش از حد و از تله های ذهنی در سرمایه گذاری دست دادن فرصت و غیره بکند.

معرفی و دانلود کتاب طرحواره‌های شخصیتی: رهایی از تله‌های ذهنی برای آفرینش شخصیت سالم‌تر

عکس جلد کتاب طرحواره‌های شخصیتی: رهایی از تله‌های ذهنی برای آفرینش شخصیت سالم‌تر

برای دانلود قانونی کتاب طرحواره‌های شخصیتی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب طرحواره‌های شخصیتی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب تله های ذهنی در سرمایه گذاری کنید.

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابراه

معرفی کتاب طرحواره‌های شخصیتی: رهایی از تله‌های ذهنی برای آفرینش شخصیت سالم‌تر

فرزاد میراحمدی در کتاب طرحواره‌های شخصیتی تلاش می‌کند راه‌هایی برای داشتن شخصیت و روانی سالم‌تر برای دستیابی به زندگی بهتر و بهبود روابط با دیگران به شما آموزش دهد.

درباره کتاب طرحواره‌های شخصیتی:

چنانچه در زندگیتان با افرادی سر و کار دارید که به هر طریقی ممکن است باعث آسیب شما شوند یا اینکه در روند زندگی سالمتان اختلال ایجاد کنند، با مطالعه این کتاب می‌توانید روش‌هایی را بیاموزید که به نحو احسن بر آن‌ها تاثیر مثبت بگذارید و در مقابل خشم زودهنگام یا حسادت بیجای آن‌ها برخورد مناسب داشته باشید. علاوه بر این‌ها مهم‌ترین چیزی که باید در زندگی بیاموزید این است تله های ذهنی در سرمایه گذاری که مشکلات و نقص‌های رفتاری خود را شناسایی کنید و در پی رفع و بهبودشان بر آیید تا بتوانید احساس متفاوتی را در زندگی را تجربه کنید.

فصل اول کتاب طرحواره‌های شخصیتی، الگویی پایه را برای روابط انسانی مطرح می‌کند که در علم روانشناسی جایگاه بالایی دارد. هم‌چنین بر اساس طرحواره درمانی دلیل اینکه چرا شما در روابط کاری یا عاطفیتان به سمت افراد خاصی جذب می‌شوید بررسی و بسیاری از مشکلات ارتباطی شما با دیگران ریشه‌یابی می‌شود.

در فصل دوم الگوهایی که سبب ایجاد روابط نامناسب می‌شود و چهار گونه وضعیت هیجانی، روحی و رفتاری شرح داده می‌شود. آگاهی از این الگوها یا مدها برای بهبود وضعیت زندگی و نحوه برقراری ارتباط با دیگران ضروری است.

فصل سوم به بررسی نقشه‌‌ای برای شناسایی مدهای دهگانه می‌پردازد. هم چنین در این فصل آموزش داده می‌شود که با مدهای ناخوشایند دیگران برخوردی مناسب داشته باشید.

در فصل چهارم 21 روش قدرتمند برای تقویت مد بزرگسال ارائه می‌شود تا به شما کمک کند از موانع و سختی‌های زندگی عبور کنید و در تصمیم‌گیری‌ها و شیوه‌های برخورد با دیگران موفق‌تر و بهتر عمل کنید.

کتاب طرحواره‌های شخصیتی برای چه کسانی مناسب است؟

مطالعه این کتاب به تمامی افراد توصیه می‌شود اما کسانی که به دنبال راهی هستند تا روابط کاری و عاطفی موفق‌تری داشته باشند، کسانی که می‌خواهند اعتماد به نفس بالاتری داشته باشند و کسانی که به دنبال آن هستند تا از استعداد‌های خود بیشترین بهره را ببرند، حتما این کتاب را مطالعه کنند.

با فرزاد میراحمدی بیشتر آشنا شویم:

او کارشناسی خود را در رشته ادبیات فارسی گذرانده است و در دو رشته‌ی زبان‌شناسی و روانشناسی و مشاوره، موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد شده است. ذهن آگاهی، رهایی از طرحواره‌های ذهنی، شخصیت شناسی، فرکانس هاس ذهنی و. موضوعات و زمینه‌هایی هستند که فرزاد میراحمدی در آن‌ها به طور تخصصی فعالیت می‌کند. از دیگر فعایت‌های او می‌توان به برگزاری 45 دوره و همایش و برگزاری بیش از 1000 جلسه مشاوره اشاره کرد. از آثاری که او منتشر کرده است می‌توان کتاب‌های هوش کلامی، ذهن آبی در جستجوی هدف، دیدار با استاد درون، سیاست‌های زنانه به سبک هرا و. را نام برد.

جملات برگزیده کتاب طرحواره‌های شخصیتی:

- کودک نیاز دارد که هیجانات و خواسته‌های معقول خود را ابراز کند. اگر در خانواده‌ای کودک را به خاطر هیجانات سالمش تنبیه یا تحقیر می‌کردند این هیجانات به صورت عقده خود را نشان می‌دهند.

- مغر ما مثل یک پلاستیک است که می‌تواند به هر شکلی درآید و اگر تا الان تحت تاثیر طرح‌واره‌ها بوده است از این به بعد می‌تواند حاکم زندگی باشد.

- ما با طرح‌واره‌هایمان با دیگران برخورد می‌کنیم. طرح‌واره‌های ما باعث می‌شوند که از کسی خوشمان بیاید یا از کسی کناره‌گیری کنیم.

- مغز ما به وضعیت‌های خاصی عادت کرده است و اگر می‌خواهیم در زندگی تغییر کنیم، باید تغییرات جدیدی در مدهای خود ایجاد کنیم تا مغز ما تغییر کند.

- در صورت تغییر در سبک‌های رفتاری ذهن ما عوض می‌شود و در صورت تغییر در ذهن سبک‌های رفتاری عوض می‌شوند و با عوض شدن هر کدام از این دو مورد زندگی ما بسیار تغییر می‌کند.

در بخشی از کتاب طرحواره‌های شخصیتی می‌خوانیم:

مد آن وضعیتی است که ما در ارتباطات و در برخورد با چالش‌های زندگی به کار می‌گیریم. مد دربرگیرنده‌ی رفتار، فکر، احساسات و حتی حس‌های بدنی ما است. مد مثل روی دریا است و طرح‌واره عمق دریا.

با یک مثال این موضوع را روشن می‌کنیم:

مینا بسیار نگران سلامتی خودش بود. احساس می‌کرد که ممکن است دچار یک بیماری لاعلاج شود، به همین خاطر به کرات نزد دکتر می‌رفت و فکر می‌کرد که دکتر توجه چندانی به او نمی‌کند. این نشان می‌دهد که مینا طرح‌واره‌ی آسیب‌پذیری به بیماری دارد که به صورت نگرانی و کنترل زیاد خود را نشان می‌دهد.

مد مینا شامل همین جملات نگران‌کننده و افکار ترس آوری که به ذهنش می‌رسد و هم چنین نوع رفتار ترس گونه‌ی اوست.

ما طرح‌واره را نمی‌بینیم و یا حتی حس نمی‌کنیم اما مد را در رفتار، کلام و افکار خود و تله های ذهنی در سرمایه گذاری یا دیگران می‌بینیم. مد وضعیت اکنون است که از گذشته ریشه می‌گیرد. وقتی متوجه می‌شوید که طرف مقابل شما عصبانی است و سر و صدا راه می‌اندازد شما در حال مشاهده‌ی مد هستید، حال این مد به خاطر طرح‌واره‌ی خاصی فعال شده است.

نکته: ما همیشه در یک مد خاص قرار داریم و مدها لزوماً مشکل‌دار نیستند، اما طرح‌واره‌ها دارای مشکل هستند. بعضی از مدها شاد و با اعتماد به نفس هستند ولی ممکن است بعضی دیگر از مدها ناراحت‌کننده باشند.

فهرست مطالب کتاب

سبب نوشتن این کتاب
فصل اول: تسخیریافتگان: چرا دل کندن از روابط نامناسب برای ما دشوار است؟
الگوهای ذهنی چگونه ما را به سمت آدم‌های نامناسب می‌برد؟
پدر، مادر! آیا شما متهم هستید؟
1- امنیت، ثبات و دلبستگی ایمن به دیگران
2- کفایت و ابراز خود
3- آزادی در بیان نیازها و هیجانات سالم
4- تفریح و خودانگیختگی
5- محدودیت‌های واقع‌بینانه
طرح‌واره‌ها چگونه به روابط ما آسیب می‌رسانند؟
چرا نمی‌توانیم از طرح‌واره‌ها از دل بکنیم؟
چرا از چیزی که بدمان می‌آید دوری نمی‌کنیم و دنبال همان چیز هستیم؟
ورق زدن طرح‌واره‌ها: آیا راهی هست؟
مسافر زمان: در گذشته چگونه بوده‌اید؟
چرا بعضی از ما جذب افراد دست‌نایافتنی می‌شویم؟
چرا جذب افراد سوءاستفاده‌گر می‌شویم؟
چرا احساس می‌کنیم کسی قدر کار ما را نمی‌داند؟
چرا دیگران بعد از مدتی از دست ما فرار می‌کنند؟
امپراطور قلب‌های دیگران: چه کنیم تا طرف مقابل را جذب کنیم؟
فصل دوم: رهایی از اسارت گذشته
چگونه زنجیرهای روابط عاطفی و کاری نامناسب را باز کنیم؟
انواع مد: چرا الگوهای فکری یا رفتاری خاصی به کار می‌گیریم؟
چهار دسته مد
مد کودک
مد سبک رفتاری نامناسب (سبک مقابله‌ای)
مد والد درونی
مد بزرگسال سالم
مدها و روابط ما
چگونه مدهای مشکل‌دار کودک را بشناسیم؟
شناخت مد کودک آسیب‌پذیر
چگونه مد کودک آسیب‌پذیر خود را بشناسم؟
پیدا کردن مد کودک آسیب‌پذیر در دیگران
شناخت مد کودک عصبانی و پرخاشگر
شناخت مد کودک شاد
تمرین شناخت مد کودک شاد
رهایی از صداهای ذهنی؛ رهایی از آشفتگی
رفتارت را عوض کن تا دنیایت عوض شود
چگونه مدهای ما بر روابط عاطفی‌مان تاثیر می‌گذارد؟
لباسی که بر قامت دیگران می‌پوشانیم
پنج حلقه‌ی معیوب در روابط عاطفی و کاری
در مقابل مدها چه کاری انجام دهیم؟
گنج نهانی که باید بیرون بیاید
فصل سوم: ترسیم نقشه‌ی مد شخصی خود
شفای مد کودک آسیب پذیر
روبرو شدن با مد کودک آسیب‌پذیر
تصویرسازی برای شفای کودک آسیب‌پذیر
مراحل شفای کودک آسیب‌پذیر
مهسا چگونه کودک آسیب‌پذیر خود را شفا داد؟
نامه‌ای به مهسای کوچک
چه نیازی دارید؟
اگر نامزد یا همسر ما مد کودک آسیب‌پذیر داشته باشد چگونه با او برخورد کنیم؟
چگونه با این افراد برخورد کنیم؟
شفای مد کودک عصبانی
آشنا شدن با مد کودک عصبانی خود
اگر طرف مقابلم در مد کودک عصبانی بود چگونه با او برخورد کنم؟
نشانه‌هایی برای شناخت مد عصبانی طرف مقابل
کودکی افراد دارای مد عصبانی چگونه بوده است؟
جدول سود و زیان برای مد کودک عصبانی
چگونه از صندلی گفتگو برای کاهش عصبانیت استفاده کنیم؟
چگونه مد عصبانی را کنترل کنیم؟
ما سوار بر ذهنیم یا ذهن سواره است؟
شادمانی اصیل؛ تقویت مد کودک شاد
صدایی که ذهن ما را قفل می‌کند؛ مدهای والدین بدرفتار
شناسایی مد والدین
مشخص کردن پیام‌های والدین
راه رهایی؛ خاموش کردن مد والدین بدفتار
عبور از دست‌اندازها؛ مدهای سبک رفتاری یا مقابله‌ای
سؤالاتی برای شناخت بهتر مد سبک رفتاری
کاهش مدهای سبک رفتاری
عبور از مدهای ناسالم و لبخند بزرگسال سالم
فلش کارت طرح‌واره
این کودک چه نیازی دارد؟
نیازهای کودک و مدهای کودک
هیجان‌های اجتماعی
مد کودک عصبانی
تغییر خاطرات برای تغییر مدها
تصویرها را عوض کن تا ذهنت عوض شود
تصویرسازی ذهنی
مراحل تصویرسازی ذهنی
خاطره‌نویسی
صندلی گفتگو برای از بین بردن خاطرات بد
صندلی گفتگو برای مدیریت مدهای والدین
با تغییر بدن ذهن خود را عوض کنید
مراسم شب به خیر
تقویت بزرگسال سالم
بزرگسال سالم یعنی صدای سالم
تمرین ذهن‌آگاهی
تمرین ذهن‌آگاهی برای برخورد با شرایط استرس‌زا
شرطی‌سازی در ذهن‌آگاهی
بزرگسال سالم چگونه اختلاف با طرف مقابلش را مدیریت می‌کند؟
یک مدل عملی برای عبور از اختلاف
7 مرحله برای عبور از اختلافات
تمایز میان نیاز و خواسته
کاربردهای این تمایز
یک مورد واقعی با اسم‌ها و مکان‌های مستعار
فصل چهارم: تقویت مد بزرگسال سالم
گام اول: بزرگسال سالم ارزش‌های خود را می‌شناسد، می‌داند از زندگی چه می‌خواهد و سرگردان نیست
گام دوم: یک بزرگسال سالم انتظار ندارد، ارزش دارد
گام سوم: بزرگسال سالم لذت نمی‌برد، رضایت دارد
گام چهارم: بزرگسال سالم شتاب ندارد، توقف می‌کند
گام پنجم: بزرگسال سالم دام‌های ذهن را قضاوت نمی‌کند، توصیف می‌کند
گام ششم: بزرگسال سالم در القاب گیر نمی‌کند، او خود را تماشا می‌کند
گام هفتم: بزرگسال سالم تسلیم نمی‌شود، قدردانی می‌کند
گام هشتم: بزرگسال سالم فرار نمی‌کند، فضای روانی خود را گسترش می‌دهد
گام نهم: بزرگسال سالم از هوش رد می‌شود و به خرد می‌رسد
گام دهم: بزرگسال سالم در منزل مناسب سکونت می‌کند، او پرسه نمی‌زند
گام یازدهم: بزرگسال سالم رفتار را نمی‌بیند، بلکه رنج را می‌بیند
گام دوازدهم: بزرگسال سالم در دفاع نیست، او آگاه است
تکنیک:
گام سیزدهم: بزرگسال سالم مهرطلب نیست، مهربان است
آیا حتی اگر اشتباه کردیم باز هم باید با خود مهربان باشیم؟
همدردی مهربانانه
توجه خشک در مقابل توجه مهربانانه به خود
آیا با این کار دیگران لوس نمی‌شوند؟
گام چهاردهم: بزرگسال سالم فرار نمی‌کند، او عبور می‌کند
گام پانزدهم: بزرگسال سالم تهی نیست، گنجینه‌ی سرشاری دارد
گام شانزدهم: بزگسال سالم در مغز قدیمی و جدید گیر نمی‌کند، او مغز آگاه دارد
گام هفدهم: بزرگسال سالم نمی‌خواهد دیگران را تغییر دهد، می‌خواهد تأثیر بگذارد
گام هجدهم: بزرگسال سالم دست و پا نمی‌زند، بلکه مشاهده می‌کند
تکنیک بزرگراه افکار
مرحله‌ی نوزدهم: بزرگسال سالم هیجان را نمی‌خورد و یا اسیر آن نمی‌شود، آن را به موقع بیان می‌کند
گام بیستم: بزرگسال سالم مظلوم نیست، او حق خود را می‌شناسد
گام بیست و یکم: بزرگسال سالم شک نمی‌کند، او ایمان دارد
آخرین سخن
منابع فارسی
منابع انگلیسی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا